ای بنازم ناز زیبایت که در خواب هم تبسم کرده ای
عشق را لای پلکهای به هم چسبیده ات گم کرده ای
لحظه ای آرام نمیگیرد لبانم حرف دارد از بوسه ها
گوئی با لب های بسته ت سالها با من تکلم کرده ای
سیل ویرانگر گیسویت جهانم را به نابودی کشید
مگر دیوانه با امواج اطلس تو تلاطم کرده ای ؟
زهر اخمت بد رقم دردناک و مرگ آور شده ست
راستش را بگو ، تبانی با مار یا کژدم کرده ای ؟
میکشم خود را و هی جان می کنم تا یک غزل...
تو حافظ را ولی با گوشه چشمت تجسم کرده ای
( دلخون )
نظرات شما عزیزان:
سارا 
ساعت16:17---17 تير 1393
حافظ آن پيرى كه دنيا بود و دريا بود
بر جوى بفروخت اين باغ بهشتى را
من كه باشم تا به جامى نگذرم!!!!!
sheyda 
ساعت0:28---22 دی 1392
الـــی... 
ساعت21:10---16 دی 1392
جان میکنم تا یک غزل ...
مرسی آقاااا .gif)
پاسخ: سلام و سپاس
tipo 
ساعت16:44---7 دی 1392
بسیار زیبا بود
پاسخ:سلام .ممنون از لطفتون
tipo 
ساعت16:43---7 دی 1392
در راه رسيـدن بــه تـــو گـيـرم کــه بـمـيـــــــرم
اصـلا بــه تـــو افـتـــاد مـسـيـرم کــه بـمـيـــــرم
يـک قـطـره ی آبــــم کــه در انـديـشـه ی دريــــا
افـتـادم و بـــايـد بـپـذيــرم کـــــه بـمـيـــــــــــرم
يا چـشـــــم بـپـوش از من و از خـويـش برانــــــم
يــا تـنــگ در آغــــــوش بـگـيـرم کــــه بـمـيــــرم
ايـن کـوزه تـرک خـورد چـه جـای نـگـرانـيـسـت؟!
مــن سـاخـتـه از خـــــــاک کـويـرم کــه بـمـيــرم
خــامـوش نـکـن آتـــــــــــش افــروخـتـــــه ام را
بـگـذار بـمـيــرم کــه بـمـيــرم کــــه بـمـيــــرم !
پاسخ:مرسی خیلی زیبا بود